X
تبلیغات
منـ و تو آغوشتـ بگیر...

منـ و تو آغوشتـ بگیر...

بـ ِ پایـ ِ عشقـ ِ منـ بمونـ هیشکیـ و جایـ ِ منـ نیار

هوز باورم نمیشه .تو شوکم .ینی واقعا قبل از محرم نامزدیت بوده؟ دارم دیوونه میشم ......

امیدوارم خوشبخت شی بی من ....

+ نوشته شده در  90/09/22ساعت 14:23  توسط خودم  | 

همین

دوســـــــــــــــــــــــتتـ دارم حمید با اینکه تنهامـ گذاشتیـ ....

                                                              فقط همینـ

+ نوشته شده در  90/09/22ساعت 11:14  توسط خودم  | 

تولد

دیشب رفتیـ تولد... قرار بود زنگـ بزنیـ اما نزدیـ

دارم یاد میگیرمـ خانومـ باشمـ.... بسوزمـ اما دمـ نزنمـ و مثل همیشهـ بخندمـ....

+ نوشته شده در  90/08/27ساعت 10:54  توسط خودم  | 

شایـ ـــد!!!

نمیدونمـ شاید واستـ کممـ که اینجوریـ رفتار میکنیـ باهامـ ....

شاید واقعا" دوسمـ نداریـ و فقط دلت واسم سوختهـ ....

شاید ازمـ خسته ایـ و هیچ جورهـ نمیتونیـ باورم کنیـ....

شاید حسـ میکنیـ بازم اومدمـ کهـ مثل قبلـ بعد از ۸ ماهـ برمـ با یهـ دنیا

خاطرهـ ....

شاید ازمـ میترسیـ ازینکهـ دوسم داشتهـ باشیـ.....

منـ همهـ یـ ِ این شایدارو بهـ جونـ میخرم اما باور باور نمیکنمـ کهـ با کسـ ِ

دیگهـ ایـ جز منـ باشیـ..... تو همهـ یـ ِ خاطراتـ و لحظاتـ ِ منیـ.....

هیچـ وقتـ حتیـ فکرشم نمیکنمـ که بهـ دختریـ جز منـ فکر کنیـ ....

منـ اشتباه نمیکنمـ مگهـ نهـ حمید ؟

+ نوشته شده در  90/08/26ساعت 19:2  توسط خودم  | 

تولدتـ

امروز تولد عشقمهـ ...

عزیز دلمـ توووووووووووووولدتـ مبارکـ

خدا تورو واسهـ منـ آفرید..... تا یهـ مرد کنارمـ داشتهـ باشمـ...

دوستتـ دارمـ تا ابد.... :)

+ نوشته شده در  90/08/26ساعت 15:27  توسط خودم  | 

؟؟؟

امروز اومدمـ بهتـ آلو دادم دم تره بار....

چقدر ذوقـ کردیـ... آخهـ میدونمـ دوستـ داریـ....

نمیدونم چرا امروز انقدر نگاهتـ مهربونـ بود....

+ نوشته شده در  90/08/25ساعت 21:32  توسط خودم 

معمولیـ

دارم فکر میکنم ..... به اینکهـ با حمید معمولیـ باشم و بهـ چشم یهـ دوستـ ِ معمولی ببینمش...

اینجوریـ کمتر اذیتـ میشم و غصهـ میخورمـ....

دارم تاوانـ ِ اشتباهاتمو پسـ میدم ....حقمهـ

 

+ نوشته شده در  90/08/24ساعت 20:3  توسط خودم  | 

خندهـ از منـ ... سردیـ از تو

حداقلـ بهـ روم نیار دوسمـ نداریـ...

اونمـ روزیـ کهـ با کلی شوق و ذوقـ کادویـ ِ تولدتو اومدمـ بهتـ بدمـ...

بعضیـ وقتا حسـ میکنمـ بهـ دروغ بهمـ بگیـ دوستتـ دارمـ بهتر از اینهـ کهـ

واقعیـ بگیـ دوستتـ ندارمـ....

+ نمیدونمـ کی میخوایـ اشتباهاتـ ِ گذشتمو فراموشـ کنیـ و منـ و ببخشیـ...

+ نوشته شده در  90/08/24ساعت 10:4  توسط خودم  | 

منـ و آدم برفیـ

دنیایـ ـ آدم برفیـ دنیایـ ِ ساده ایستـ ...

اگر برفـ ببارد هستـ

اگر برفـ نبارد نیستـ

مثلـ ِ دنیایـ ِ منـ

اگر تو باشیـ هستمـ

اگر نباشیـ ...  ! 

 

 

+ نوشته شده در  90/08/20ساعت 16:50  توسط خودم 

غر نوشتـ

دیشبـ نشد حرف بزنیمـ ... منـ بد قولیـ کردم کهـ ۱۱ زنگـ نزدمـ

فدایـ ِ سرتـ ... امشبـ داریـ میریـ عروسیـ... عروسیـ ِ دوستتـ...

امیدوارمـ بهت خوش بگذرهـ... از ۷ شبـ تا فردا صبح باید ازتـ

بیخبر بمونمـ ... باورت میشهـ کهـ دیگهـ عادتـ کردمـ ؟؟؟

بهـ اینکه همیشهـ مشتری داری بهـ اینکه کار داریـ بهـ اینکهـ

هیچـ وقتـ بهم زنگ نمیزنیـ و همشـ من دارم بهتـ زنگـ میزنمـ

به لحن سرد ِ صداتـ... بهـ اینکهـ مثـ ِ قبلنا نیستیـ حمید... نیستیـ

اما میدونمـ نباید دم بزنمـ باید صبوریـ کنم ... میدونمـ اینا مجازاتـ ِ

خیانت ها و بیـ محلیاییـ ِ کهـ بهتـ کردمـ تو اوجـ ِ عشقت بهم...

واسهـ همین دمـ نمیزنمـ و فقط صبر میکنمـ.... تا بشیـ همونـ حمید ِ

قبلـ...

+ از الانـ ذوق دارمـ واسه ۲ شنبهـ کهـ میخوام ببینمتـ و کادو تولدتو

بدمـ.... هیـ با خودمـ میگمـ چیـ بپوشم لاکـ ِ چه رنگیـ بزنمـ موهامو

چطوریـ درست کنمـ.... تا تو دوست داشتهـ باشیـ..... با اینکهـ تولدتـ

۵ شنبستـ اما منـ مجبورمـ ۲ شنبهـ ببینمتـ.....

+ عروسیـ بهتـ خوشـ بگذرهـ عزیــــــــــــــــــزم کهـ میدونمـ تو کت شلوار

ماه میشیـ.... :) 

+ نوشته شده در  90/08/19ساعت 12:28  توسط خودم  | 

تولدتـ

امروز رفتمـ  واستـ با تمامـ ِ وسواسمـ یهـ چند تا مغازهـ واسهـ کادو... 

بالاخرهـ یهـ ستـ عطر دیدمـ و پسندیدمـ ...

میگنـ عطر جداییـ میاره اما حالا شاید واسهـ ما برعکسـ عمل کرد و مارو

مثـ ِ قبل بهـ هم رسوند... نهـ ؟ 

+چرا ساکتیـ ؟ مثـ ِ همیشهـ ...بازم سکوتـ ؟؟؟؟ بهـ صدایـ ِ نفساتـ عادت کردمـ

عیب ندارهـ ... سکوتـ کنـ....

 

+ نوشته شده در  90/08/18ساعت 21:12  توسط خودم 

کیفولیـ :)

انقدر ذوق زدهـ ام که نتونستمـ ننویسمـ

ووووووووووووووووووی

 وقتی صدات انقدر خستسـ دلم میخواد کنارتـ باشمـ

انقدر از سرو کلتـ بالا برم انقدر مـــــــــــــــــــــــــــــــــاچتـ کنم کهـ خستگیـ

یادت برهـ...  وقتی با ذوقـ واسم از کارایی که کردیـ تعریفـ میکنی انقدر کیفولیـ

میشمـ که لحن سرد و بیـ احساسی که تو صداترو متوجهـ نمیشمـ....

امشب داشتیـ از برف پارو کردنتـ تعریف میکردیـ پسر ِ خووووبـ ِمنـ....

امروزم کهـ ۵ مینـ دیدمت زیر برف حسبیـ یـخیدیم..... 

روز ِ خوبیـ بود امروز...... قرار شد هرشب ساعت ۱۱ زنگــ بزنم خط مامیتـ

باهمـ بحرفیمـ چون جنابعالیـ دوستـ نداریـ گوشی داشتهـ باشیـ.....

دوستتــــ دارمــــ 

 

+ نوشته شده در  90/08/17ساعت 23:44  توسط خودم  |