فردا نمیرم مهمونی

چون حمید راضی نیست...

خیلی ناراحتم...

اما ... نظر حمید واسم از همه چیز مهم تره...

امروز بعد از ۴ روز دیدمش...

حدود نیم ساعت...

دلتنگی و شوق دیدارو میشد از چشمای جفتمون خوند...

این ترم درسام حسابی سنگینه...

باید از الان شروع به خوندن کنم...

باید هم حمیدو داشته باشم هم درسمو...

خدا کنه بشه...

                    حمید انقدر رفتی رو مخم که از همه چیز افتادم...